شرح مثنوی معنوی

مولانا اندیشه (1) حالت من خواب را مانَد گهى خواب پندارد مر آن را گمرهى چشم من خفته، دلم بيدار دان! شكلِ بيكارِ مرا بركار دان!‌‌‏ (3) گفت پيغمبر كه عَيْنَاىَ تَنَام لايَنَامُ قَلْبِ عَنْ رَبِّ الْأَنام چشم تو بيدار و دل خفته به خواب چشم من خفته، دلم در فتح باب‏ (5) مر دلم را پنج حسِّ ديگر...
- مشاهده مطلب
۸ مهر ۱۴۰۱