جستجو برای:
صفحه نخست
یادداشت های کوتاه
برگزیدههای متون ادبی و عرفانی
سخنرانی ها
ادبی عرفانی
ادبی روانشناختی
شرح مثنوی
ادبی جامعهشناختی
شخصیتهای ادبی و عرفانی
روابط انسانی
بازخوانی کتاب
ادبی ـ فلسفی / منطقی
ادبی اخلاقی
ادبی دینی
مطالعه و کتابخوانی
مقالهها
شرح ها
شرح غزلیات شمس
شرح غزلیات حافظ
شرح مثنوی معنوی
درباره نویسنده
جستجو برای:
جام شراب
شرح غزل ۸۷۵ غزلیات شمس
گر عیدْ وَصلِ توست، منم، خود، غلامِ عید بهرِ تو است خدمت و سجده و سلامِ عید تا نامِ تو شنیدم، شد سرد بر دلم از غایتِ حَلاوتِ نامِ تو، نامِ عید
- مشاهده مطلب
۵ تیر ۱۳۹۶